
بعضي وقتا مي رفتي
بعضي وقتا مي اومدي سراغم
اما نمي دونستم موندني هستي يا رفتني
يه بار بگو
حالا كه تموم شده
تو رويا نبودي؟
- يه تو هم !-

رفتی و با رفتنت قلبم شکست
قلب من تنها شدی ٬ خدایی هست
آره تو میری و تنهام می ذاری
روی عشق ناب من پا می ذاری
تو آخرین نفس می خوام بگم
از تو و عشق خودم نمی گذرم

عين خيالتم نيست ، يکي داره مي ميره
هر وقت که تنها ميشه ، سراقتو مي گيره
عين خيالتم نيست ، اگه يه روز نباشم
اگه برم بميرم ، يا که ازت جدا شم
عين خيالتم نيست ، دوسِتت نداشته باشم
ديگه با ديدن تو ، حسي نداشته باشم
عين خيالتم نيست ، بدون تو بميرم
ديگه واسه هميشه ، سراغتو نگيرم
عين خيالتم نيست ، اين دلِ دلواپسو
پرنده ي بي پرُ ، تنهايي قفسو
عين خيالتم نيست ، يکي هنوز منتظره
يکي با و دوتا چشم خيس ، هنوز نگاهش به دره
اگه برم تحمل مي كني يا رَدّمو دنبال مي كني
تنهاي تنها مي موني يا با رقيبان حال مي كني
دلش ازم سير شده خودم احساس مي كنم
وجودم براش غمه دارم اجبار مي كنم
چاره اي برام نمونده خيلي زود بايد برم
قبل از اينكه اون بگه وداع آخرو بگم
كه هر چه خوبه تو دنيا از گلا و ستاره هاي زيبا
همش تقديم تو باشه اي قوي ناز ديبا
يه پسر زشت بد ريخت وجودش با عروسكي بود
حالا ميخواد جدا شه اون فقط مترسكي بود
تو به دلت بد نيار پشت سرش بد نگو
با اينكه دوسِت داشت نشونيشو هرگز نجو
وقتي يار اين حرفارو شنيدبيماري وجودش شدت گرفت
او مريض و منتظر بودشمارش معكوس سرعت گرفت
در همون ناباوري افتاد رو زمين اشك سردي از چشمش چكيد
نگاه متعجبي به يار انداخت روح نازش از تنش پرید